محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
170
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
زندان منصور ! مسعودى در ج 3 صفحه 31 ط 1948 و مقريزى در كتاب « النزاع و التخاصم » صفحه 74 طبع مطبعه ابراهيميه مىنويسند : « منصور فرزندان حسن ( ع ) را جمعآورى نمود ، و دستور داد زنجير و كند به پا و گردن آنان بزنند ، و همانند يزيد كه نسبت به اولاد حسين ( ع ) انجام داد ، داخل كجاوه بىسرپوش و بىفرش سوارشان كنند ، سپس آنان را در زيرزمينى زندان نمودند كه شب و روز تشخيص داده نميشد . لذا قرآن را پنج قسمت كرده و هر نماز پنجگانهايرا پس از خواندن يك قسمت قرآن انجام ميدادند . اولاد على ( ع ) وسيله مستراح نداشتند و ناچار بودند براى قضاء حاجت از محل سكونت خود استفاده كنند لذا بوى كثافت برايشان مشقتآور بود و بدن آنان ورم ميكرد و اين ورم از پا شروع ميشد آنگاه كه بقلب ميرسيد از شدت مرض و گرسنگى و تشنگى از دنيا ميرفتند ! » ابن اثير در ج 4 صفحه 375 مينويسد : « منصور محمد بن عبد اللّه عثمان برادر مادرى اولاد حسن ( ع ) را احضار كرد و دستور داد لباسهاى او را پاره كردند و عورتش نمايان شد سپس 150 تازيانه به او زد ، يكى از آن تازيانهها به صورتش رسيد محمد گفت : واى بر حال تو از صورت من صرفنظر كن ، منصور بجلاد گفت : تازيانه بر سرش بزن ، لذا 30 تازيانه بسرش زد و يكى از آن تازيانهها بچشمش خورد و چشم او بر صورتش جارى گرديد و پس از آن او را كشت . « 1 » در زير ديوار ! ابن اثير در همين صفحه مينويسد : « منصور محمد بن ابراهيم بن حسن را احضار كرد . محمد از نظر وجاهت سرآمد عصر خود بود منصور به او گفت : « توئى ديباج زرد ، به خدا سوگند طورى نابودت ميكنم كه ديگرى را نابود نكردهام . سپس دستور داد او را روى زمين گذاشته و زندهزنده ستونى روى او بنا كردند و در زير آن ستون از دنيا رفت ! . . . » معاوية بن ابى سفيان زندهها را در زير زمين بدون اينكه بگذارد سخن بگويند دفن مينمود ولى منصور روى زمين آنها را در زير بنا مىگذاشت . و همين طرز عمل سبب تفاوت عمل شاه شام و سلطان عراق است ، و همين روش سبب تفاوت بنى اميه و بنى عباس بوده است .
--> ( 1 ) النزاع و التخاصم از مقريزى صفحه 74